خبر چيست؟
با آنچه گفته شد، پس خبر چيست و چه تفاوت آشكارى با تبليغ دارد؟ تعريف جامع و كاملى از خبر كه دربرگيرنده تمامى محدوديتهاى زمانى و مكانى (فرهنگى) كاربردش باشد، تقريباً غيرممكن است. با اين حال من به تعريف محدودترى از خبر- آنگونه كه مفهوم خبر را امروزه بهكار مىگيريم- مىپردازم. اين تعريف خود بيانگر تحول مفهوم خبر در دوقرن اخير است كه طى آن خبر به نوعى كالا، كه محصول كار توليدى است و ارزش مادى دارد و داد و ستد مىشود، تبديل شده است. اين تعريف در عينحال بيانكننده مكانيسمها و ارزشهاى جاافتادهاى است كه در فراگرد جمعآورى و پخش آن بهكار گرفته مىشوند. خبر در مفهوم امروزى خود از معانى موعظه، اندرز اخلاقى و بحث اقناعى جدا شده و با مددگرفتن (تقليد) از روش مشاهده علمى و حرفهاىشدن تهيهكنندگانش، رنگ و بوى عينىگرايى بهخود گرفته است. ما امروزه خبر را به چشم خدمت و مايحتاجى چون نان و آب و برق مىبينيم.
بنابراين خبر را بهطور عام مىتوان اطلاعاتى دانست كه در مورد موضوع مشخص و مورد علاقه بخش بزرگى از مردم جمعآورى و پخش مىشود. در اين تعريف اطلاعات تاريخى از آنجا كه ويژگى تازه بودن ندارند، كارهاى هنرى از آنجا كه حاوى اطلاعات نيستند، اطلاعات سرّى دولتى از آنجا كه براى اطلاع عموم جمعآورى نشدهاند، گفتوگوها و رويدادهاى خصوصى و روزمره مردم از آنجا كه با مسائل عموم سروكار ندارند و مورد علاقه همگان نيستند، خبر محسوب نمىشوند.
تعاريف ديگرى از خبر شده است ولى آنچه آمد، جان كلام است. براى مثال گفته مىشود كه خبر گزارش يك واقعه مانند آتشسوزى، قتل، رأىگيرى و... است. با اين حال موضع يك فرد مهم و نه لزوماً يك رويداد، مثلاً موضع رئيسجمهورى در مورد كنفرانس صلح خاورميانه، خبر محسوب مىشود. يا اينكه مىگويند كه از مشخصات خبر، تازه بودن آن است. با اين وجود، كشف جديدى درباره يك واقعه تاريخى، مثلاً اينكه ناپلئون در سال 1821 در جزيره «سنتهلن» مسموم شد، مىتواند خبر تلقى شود. پارهاى از تعاريف، خبر را بهعنوان حقيقت مىشناسند در صورتى كه هركس اخبار را دنبال كند و يا دستى در كار خبرى داشته باشد، متوجه است كه خبر لزوماً بيان حقيقت نيست. شايد عدهاى ايراد بگيرند كه اين تعريف موضوعات و اطلاعات بىاهميت مانند غيبت و يا اخبار ورزشى را هم در برمىگيرد. در واقع تعريفى كه ارائه شد، وجوه اشتراك هر نوع گزارش، از خبر آتشسوزى گرفته تا اعدام، مبارزات سياسى و روابط فلان هنرپيشه را درنظر دارد. حال اين گزارش چه بهصورت شعر درآيد، چه در دهل كوبيده شود، چه بهوسيله يك خبرگزارى جهانى گزارش شود و چه در روزنامه ظاهر گردد، خبر است.
خبر يعنى آنچه از ذهن جامعه مىگذرد. آيا لايحهاى در مجلس تصويب شد؟ آيا كسى در سانحه آسيب ديد؟ آيا فلان عاشق، بهمان است؟ مردم از طريق خبر، نظرى به دنياى اطراف خود مىكنند. حال از اين بىنهايت رويداد، كدامها را نگاه نكنند و كدامها را ببينند، خود گوياى فلسفه و فرهنگ غالب مردم است.
تبليغ چيست؟
با اين تعريف عام از خبر چگونه مىتوان آن را مقولهاى جدا از تبليغ دانست؟ در بينش كنونى، نمىتوان بين خبر، تبليغ، سرگرمى و آموزش بهعنوان كنشهاى چهارگانه رسانهها، تفاوت آشكار قائل شد و اصولاً هرنوع پيامى اعم از خبرى، تفريحى، تبليغاتى و آموزشى در برگيرنده نقشهاى ديگر است.
تبليغ تاكنون از ديدگاههاى تاريخى، جامعهشناسى، علومسياسى و ارتباطشناسى مورد بررسى قرار گرفته است. بهطور خلاصه، از ديدگاه تاريخى، تبليغ رويدادى است كه رويدادهاى بعدى بهعنوان آثار آن مورد مطالعه قرار مىگيرند. از ديدگاه علومسياسى، مطالعه تبليغ يعنى مطالعه ايدئولوژى مُبلّغ و آثار اشاعه آن بر افكار عمومى. از نقطهنظر جامعهشناسى، بررسى تبليغ به معناى مطالعه نهضتهاى اجتماعى و تحليل تبليغات گروههاى درگير در قدرت است. از چشمانداز روانشناسى، منظور از مطالعه تبليغ، بررسى اثرات آن بر افراد است.
گروهى از محققان تبليغ را ذاتى از فكر و عمل در فرهنگ عمومى مىدانند و با آميختن ديدگاههاى مختلف علوماجتماعى، تبليغ را حامل ايدئولوژى دانسته، نقش رسانهها را در ساخت معانى و جهانبينى حاكم بر جامعه بررسى مىكنند.
از ديدگاه خاص ارتباط شناسى، تبليغ همانند ارتباط، فراگردى است مقيد به شرايط زمانى و مكانى كه با ويژگيهاى اجتماعى قابل شناخت است. اين ديدگاه به ما اجازه مىدهد تا عناصر ارتباطى اين فراگرد را تفكيك كنيم، به روابط پيام و زمينه پيام بپردازيم، مسأله تعهد پيامرسان را بشكافيم و عكسالعملهاى مخاطبان را بررسى كنيم.
ريشههاى فرهنگى تبليغ و مؤثر بودن آن بخوبى در گفته فردريك نيچه، فيلسوف آلمانى، نهفته است. به عقيده او مُبلّغ قهرمانى است كه كارى نمىكند جز آنكه درختى را كه ميوههايش رسيدهاند، تكان مىدهد.
تبليغ/ Propaganda به معناى خنثى و بىطرف، يعنى انتشار و ترويج افكار و از ريشه لاتين Propagare به معناى كاشتن و نهال زدن مىآيد. در سال 1622 ميلادى، واتيكان، «جامعه مقدس ترويج ايمان كليساى كاتوليك» را تأسيس كرد و از آنجا كه انگيزه اين جماعت، اشاعه باورهاى واتيكان در قاره آمريكا و در جهت مخالفت با پروتستانها بود، تبليغ، معناى بىطرف خود را از دست داد و مفهومى تحقيرآميز، منفى و غيراخلاقى بهخود گرفت. بهعبارت ديگر امروزه مشخص كردن پيام بهعنوان تبليغ يعنى كوچك شمردن و منفى انگاشتن آن پيام. بنابراين مترادفهايى كه براى كلمه تبليغ بهكار گرفته مىشوند و مفاهيمى كه با تبليغ تداعى مىشوند عبارت است از: دروغ، تحريف، نيرنگ، اغفال، دستكارى، تحريك، جنگ روانى و بالاخره شستوشوى مغزى. بايد توجه داشت كه اكثر اين مترادفها در واقع گوياى تكنيكهاى خاص توليد پيام تبليغى هستند و نه گوياى فراگرد يا انگيزه تبليغ.
وقتىكه انگيزه تبليغ موردنظر باشد، تبليغ معناى كنترل (اداره) را تداعى مىكند و در اين صورت تبديل به اقدامى سنجيده و تعمدى مىشود كه براى حفظ و يا تغيير تعادل نيرو به نفع مُبلّغ بهكار گرفته مىشود. اين اقدام در واقع با يك ايدئولوژى نهادى شده و هدفدار، رابطه پيدا مىكند. دو تن از محققان ارتباطشناسى، تعريف جامع زير را از تبليغ دادهاند:
تبليغ كوششى است تعمدى و حسابشده كه بهمنظور شكل دادن به دريافت، دستكارى كردن ادراك و همسو كردن رفتار مخاطبان با نيّت موردنظر مُبلّغ صورت مىگيرد.
حال با اين تعريف، وجه تمايز تبليغ و اقناع/ Persuasion و اطلاعات/ Information چيست؟ اگر به جزئيات اين تعريف دقيق شويم درمىيابيم كه: 1( تبليغ كوششى آگاهانه و از پيش پرداخته است كه براى پيشبرد ايدئولوژى، حفظ و يا ايجاد برترى مُبلّغ صورت مىگيرد؛ و 2) اين كوشش سازمانيافته و مستمر است. پس وجوه تمايز تبليغ و خبر و همينطور تبليغ و اقناع را بايد در نيّت مُبلّغ و در برنامهريزى، سازماندهى ونهادى كردن كار تبليغ جُست.
نيت، شكلبخشيدن به دريافت از طريق كاربرد نشانههاى زبان و تصويرها صورت مىگيرد. براى مثال عمليات «سپر صحرا» در بحران خليجفارس و تبديل آن به عمليات «طوفان صحرا» بههنگام اشغال خاك عراق، برداشت مخاطبان را از «دفاع و حمايت» به «خشم و هجوم» تغيير داد. وقتىكه تصويرها و نشانهاى زبانى برداشت خاصى را القاء كنند، فهم و درك موضوع نيز دستكارى مىشود. عقايد و باورهاى ما، رابطه نزديك با درجه اعتماد ما از حواسمان دارند. البته برداشت ما هم به نوبه خود، تابع عقايد شكل گرفته ماست.
وجه تمايز ديگر تبليغ از ترغيب و اقناع، نيّت خودخواهانه مُبلّغ است. يعنى مبلّغ خواهان عكسالعملى از مخاطب است كه مقاصد مُبلّغ را ارضا مىكند، نه مقاصد مخاطبان را. درصورتى كه در شيوه «ارتباط اقناعى» رابطه ايجادشده در جهت ارضاى منافع مشترك طرفين است. البته مخاطبان ممكن است فكر كنند كه مُبلّغ منافع آنها را درنظر دارد ولى در واقع نيات مبلّغ خودخواهانه است. بايد توجه داشت كه مقاصد خودخواهانه را نمىتوان لزوماً منفى تلقى كرد. امر قضاوت در مورد مثبت يا منفى بودن اين مقاصد، بستگى به ايدئولوژى مخاطب دارد. مثلاً كسانى كه به «صداى آمريكا» گوش مىدهند، در واقع نياز اطلاعاتى خود را ارضا مىكنند و از اين نظر نيّت صداى آمريكا را خيرخواهانه تلقى مىنمايند. با اين حال اخبار صداى آمريكا با هدفى ايدئولوژيك و بهمنظور القاى برداشتى مثبت از آمريكا و در جهت تقويت گرايشهاى ذهنى مخاطبان از مفاهيم دموكراسى، سرمايهدارى و آزادى تنظيم مىشوند. روشن است كه اكثر آمريكاييها چنين تلاشهايى را منفى ارزيابى نمىكنند، درصورتى كه رهبران كشورهاى مخاطب ممكن است آن را منفى بدانند.
معمولاً در زمان جنگ و در مواقعى كه امنيت ملّى مطرح است، كنترل اطلاعات امرى طبيعى مىنمايد و گله و شكايت خبرنگاران از منابع دولتى امرى عادى است. بنا به گفته معروف، «اوّلين قربانى جنگ، حقيقت است». با اين حال پيشرفت تكنولوژى ارتباطات و دسترسى همزمان جهانيان به پيامها، كنترل خبر و يا منزوى كردن مردم را از آنچه در ساير نقاط جهان مىگذرد، بسيار دشوار كرده است. تجارب فروپاشى نظامهاى بسته در لهستان، چكواسلواكى، مجارستان، آلمانشرقى، رومانى و نهايتاً شوروى، گوياى اين واقعيتند كه كنترل تبليغ در زمان جهانىشدن تلويزيون عملى نيست. تعريف مىكنند كه در زمانى كه مردم رومانى عليه رژيم «چائوشسكو» تظاهرات مىكردند، تلويزيون، ترس و ترديد را در چشمان او نشان مىداد و همين تصوير مردم را تشويق مىكرد كه تا سرنگونى رژيم به تظاهرات خود ادامه دهند. مىدانيم كه در عصر ارتباطات، در هرناآرامى اجتماعى، تصرف و كنترل ايستگاههاى راديويى و تلويزيونى نخستين هدف انقلابيون است.
با اين وجود تبليغ بهعنوان شكلى از ارتباط از تكنولوژى موجود بهره مىگيرد. يعنى همزمان با پيشرفت تكنولوژى، مبلغان نيز ابزار پيچيدهترى براى اهداف خود درنظر مىگيرند. مثلاً اوّلين نمونه ثبتشده كاربرد فاكس (پيام تصويرى) در رياض و در زمان جنگ خليجفارس صورت گرفت. در اين مورد مبلغان و عوامل عراقى اعلاميههايى مبنى بر آمادگى براى جنگ شيميايى با فاكس بين مردم كويت پخش كردند.
با توجه به آنچه گفته شد، تفكيك تبليغ از آموزش و ارشاد، كار دشوارى است. آنچه براى عدهاى تبليغ است از نظر عدهاى ديگر مفهوم آموزش و اطلاعات دارد. بنابراين در تعريفى كه داده شد وجه تمايز تبليغ با ارتباط باز و تبادل انديشه، همانا نيّت و هدف برنامهريزىشده براى برترى بخشيدن به مُبلّغ است.